اخبارنمى خواستم فيلم پليسى بسازم!

نمى خواستم فيلم پليسى بسازم!

817تعداد نمایش:
1396/07/24تاریخ:

ایرج زاد در بخش نخست این گفتگو بیان کرد که هدفش از به تصویر کشیدن ۲ خانواده از ۲ قشر مختلف جامعه این بوده که بگوید که این مشکل مختص به یک قشر خاص نیست و اگر خانواده که کوچکترین و مهمترین نهاد اجتماعی است دچار آسیب شود جامعه نیز دچار مشکل می شود. در بخش دوم نشست بر لزوم توجه جدی به خانواده تاکید شد  و کارگردان فیلم گفت باید خانواده ها از سهل انگاری دوری کنند و فرزندانشان را باری به هر جهت تربیت نکنند.

با ما در قسمت سوم و نهایی این مصاحبه همراه می شوید:

*ایمان با بازی علی مصفا به عنوان پدر پرهام هنگامی که آن حادثه عظیم برای فرزندش رخ می دهد نسبت به آن بی تفاوت است و به راحتی از کنار آن می گذرد، چطور می شود که یک پدر تا این حد بی تفاوت باشد؟ 

ابراهیم ایرج زاد: سوال خوبی است و این سوالی است که ما خودمان به دنبال پاسخ آن بودیم. ما در «تابستان داغ» یک سکانس مهم داریم که سکانس کارگزینی است، آن سکانس همه آن ماجراهایی را که ما به عنوان مخاطب در طول فیلم ندیده ایم به تصویر می کشد. در همان سکانس می بینیم که مینا ساداتی در نقش سارا به عنوان مادر پرهام با علی مصفا در نقش ایمان به عنوان پدر او به گفتگو می نشینند و می بینیم که سارا می گوید چرا به خانواده ات در همدان به دروغ گفتی که ما تصادف کردیم و آن حادثه رخ داد؟ ایمان نیز می گوید چه می گفتم؟ می گفتم فرزندمان را به یک خانواده غریبه سپرده ایم و آن بلا سرش آمد؟ با همین دیالوگ ها ما متوجه اتفاقاتی که در طول فیلم ندیده ایم می شویم. البته باید به این موضوع هم توجه داشته باشیم که سارا باردار است و ایمان به خاطر همین مساله این تصمیم را می گیرد.

جالب است که بگویم قبل از فیلمبرداری با زن و شوهرهای زیادی صحبت کردم و به آنها گفتم که اگر چنین اتفاقی برای شما رخ دهد چه می کنید بسیاری از شوهرها می گفتند در این صورت طلاق می گیریم و حتی از همسرمان شکایت می کنیم اما هنگامی که به آنها می گفتم اگر متوجه شوید که همسرتان باردار و بچه دومی هم در کار است بازهم چنین تصمیمی می گرفتید؟ همه آنها می گفتند نه، صبر می کنیم تا شرایط آرام شود و زمینه را به شکلی پیش نمی بریم که بچه از بین برود، در واقع به صورت محافظه کارانه عمل می کردند؛ درست شبیه کاری که ایمان در طول فیلم می کند. کاری که ایمان کرد یک بازه زمانی به وجود آورد که در آن زمان بتواند تصمیمات بهتری بگیرد.

*در قسمتی از فیلم می بینیم که پلیس در جریان این حادثه قرار می گیرد، اما به مخروبه ای که کنار ساختمان خانواده نسرین قرار دارد سر نمی زند. به نظرتان این ضعف فیلمنامه نیست که یک پلیس متوجه یک ساختمان مخروبه در مجاور همان ساختمان نشود؟ 

ایرج زاد: باید به این موضوع توجه داشته باشیم که در «تابستان داغ» مخاطب از کاراکترها جلوتر است. مخاطب همه جزییات را می داند و در جریان اتفاقاتی که رخ داده، است اما کاراکترها از جزییات خبری ندارند به همین دلیل مخاطب فکر می کند که کاراکترها هم باید براساس دانسته های او پیش بروند ضمن اینکه در آن سکانس ما اصلا قصد نداشتیم که وارد جزییات شویم چون فیلم پلیسی نساخته ایم.

در واقع نمی خواستیم با دستگیر کردن یک نفر بگوییم که مقصر اصلی او است. ما آن قسمت ها را کمرنگ کردیم که بگوییم به دنبال مقصر نیستیم. چون می خواستیم بگوییم این اتفاق بر اثر سهل انگاری رخ داده و تنها یک نفر مقصر نیست. حتی نمی خواستیم بگوییم که تنها ۲ خانواده مقصر اصلی هستند بلکه در پی این بودیم که بگوییم در چنین اتفاق تلخی جامعه هم نقش پررنگی دارد.

خسروی: به نظر من هم در آن سکانس می شد که پلیس ها آن منطقه مخروبه را بگردند و مقصر را پیدا کنند، اما در آن صورت «تابستان داغ» تبدیل به یک فیلم دیگر می شد و یک فیلم پلیسی از کار در می آمد؛ چیزی که مدنظر ما نبود. ما حتی در این فیلم چندان پلیس را نمی بینیم و اصلا به او نزدیک نمی شویم حتی دیالوگ هایی را که پلیس با ایمان دارد، نمی شنویم. تنها این را در لانگ شات می بینیم که پلیس به او چیزی می گوید و او عصبی و به سمت سارا حمله ور می شود.

به طور کلی خواسته کارگردان این بود که دوربین به فضای ۲ خانواده بیاید و آنها را نشان بدهد. این حتی در سکانس های پایانی هم مشخص است به طوری که از ایمان تنها یک بازجویی ساده می شود بنابراین این نگاه کارگردان است و در پی این است که مخاطب آنچه را که او می خواهد ببیند نه آنچه که در منطق واقع وجود دارد.

*در پایان اگر نکته ای ناگفته مانده است، بفرمایید. 

خسروی: من با کارگردان های زیادی کار کردم ولی به نظرم تجربه ای که ابراهیم ایرج زاد در «تابستان داغ» داشت در حد یک فیلم اولی نبود. هرچند او فیلم های کوتاه زیادی ساخته است اما تاکنون فیلم بلند نساخته بود بنابراین اگر نقاط مثبت و منفی در فیلمش وجود نداشته باشد باید تعجب کرد. او باید تجربه می کرد تا اشکالات را در فیلم بعدی خود اصلاح کند. ضمن اینکه من افتخار می کنم که دوستی مانند ابراهیم دارم که تا این حد با عوامل فیلم تعامل می کند. بعضی کارگردانان اصلا با عوامل تعاملی ندارند اما او منطقی دارد که وقتی این منطق به فیلم راه پیدا می کند عوامل هم کار خود را به خوبی پیش می برند.

ایرج زاد: تبلیغات فیلم ما بسیار اندک بود و ما با وجود این مساله توانستیم به این فروش برسیم. می دانم که اگر تبلیغات بیشتری در اختیار داشتیم می توانستیم به فروش بالاتری هم برسیم برای مثال حتی یک بیلبورد هم در سطح شهر از این فیلم نمی بینید. باید این نکته را بیان کنم که در مدیریت شهری ما افرادی هستند که متاسفانه اصلا نمی شود با آنها صحبت کرد از همین رو امیدوارم مدیران جدیدی که به شهرداری راه یافته اند سینما را به عنوان یک نیاز تلقی کنند و تعامل بیشتری با سینماگران داشته باشند.

این نکته را هم باید بگویم که طرح نیم بها کردن بلیت ها ضربه زیادی به فروش فیلم ها زد. نیم بها شدن بلیت ها یک مدت زیادی در جریان داشت و این باعث شد فیلم ها فروش واقعی خود را نشان ندهند.


زهرا منصورى- خبرگزارى مهر

اخبار