اخبارنا امنى ويژگى اصلى سينماى ماست

نا امنى ويژگى اصلى سينماى ماست

220تعداد نمایش:
1397/01/25تاریخ:
برنامه «سينما معيار» با موضوع "سينماى اجتماعى در دوران گذار جامعه ايرانى" با حضور آقايان طالبى (تهيه كننده)، پوريا ذوالفقارى ( منتقد سينما)، رضا كردلو ( منتقد) و اميرعباس صباغ ( مجرى-كارشناس) ، روز پنج شنبه ٢٣ فروردين ماه از راديو گفتگو پخش شد.
در اين برنامه نقد و بررسى مفصلى پيرامون فيلم "فِرارى"  انجام شد كه در ادامه عليرضا داودنژاد كارگردان اين فيلم با حضور روى خط اين برنامه توضيحاتى در خصوص معضلات اكران و پخش نامناسب فيلم "فِرارى" ارائه داد.
متن كامل اين گفتگو را در زير مى خوانيد.

آقاى داود نژاد ما بحث مفصلى درباره فيلم شما با دو منتقد برنامه داشتيم و هر دو نفر از شرايط اكران فيلم گله مند بودند.چرا شرايط اكران فيلم به اين صورت شد؟

- به هر حال شرايط به نحوى است كه تصميم درباره سرنوشت فيلم از قبل گرفته مى شود. قبلا ارشاد تصميم مى گرفت و حالا مشخص نيست چه كسى تصميم مى گيرد. ولى آنچه مسلم است اين است كه "تصميم" گرفته مى شود فيلم چه سرنوشتى در اكران پيدا كند. اين صحبت من فقط درباره فيلم فرارى نيست . من به طور مشخص ٤ فيلم داشتم كه به طور مستقيم درباره شرايط اجتماعى و ناهنجارى ها و گرفتارى هاى مردم بود و هر ٤ فيلم در اكران دچار همين سرنوشت شدند. قبل از اكران به مسئولين صنفى و دولتى گفتم اين اكرانى كه براى فيلم در نظر گرفته شده حاصلش همين چيزى مى شود كه الان اتفاق افتاد. من از قبل توضيح دادم كه اين فيلم با اين شرايط اكران قرار است نابود شود ولى گويا قرار بر اين بود كه اين اتفاق بيافتد كه افتاد.
چون ما ٥ ماه قبل با پخش كننده فيلم آقاى شايسته و آقايان كوثرى و شاهسوارى جلسه گذاشتيم و قرار شد براى اينكه در چرخه اكران به بقيه فيلم ها فشار نيايد ما اين فيلم را نوروز اكران كنيم مشروط بر اينكه سرگروه فيلم سينما آزادى و يا كورش باشد. و در اين جلسه موافقت شد و قرار شد حتى در رابطه با تبليغات فيلم نظر من پرسيده شود و من شخصى را بفرستم كه در رابطه با تبليغات فيلم كار كند.
اما از يك ماه قبل از اكران من نتوانستم با آقاى شايسته تماس بگيرم و ايشان پيام هاى من را جواب نمى دادند و بعد متوجه شدم كه گويا فيلم قرار نيست در هيچ كدام از سرگروههاى توافق شده (آزادى و كورش) اكران شود و قرار است كه در ماندانا اكران شود.
در حاليكه ماندانا اصلا سرگروه نيست و ماندانا سينمايى است در شرق تهران با سه سالن نمايش كه سرگروه شدن براى آقاى اشرفى كه صاحب اين سينماست به صرفه نيست كه يك سالن از سه سالن اش را در اختيار يك فيلم قرار دهد. به هر حال اين فيلم را در ماندانا اكران كردند و من فهميدم كه قطعا بقيه سالن هاى نمايش اين فيلم هم كم و ضعيف است و احتمالا سانس هاى روز به اين فيلم تعلق گرفته است و سانس هاى شب را ندارد و قرار بر نابودى اين فيلم است.

آقاى داودنژاد ما بخشى از نامه شما را كه در رسانه ها منتشر شد با عنوان "گام هايى كه يك فيلم را مى شود زمين زد" را خوانديم اما اين فيلم يك تهيه كننده و شركايى داشته، آيا براى آنها اين موضوع اهميتى نداشته است؟

- شركا كه من و آقاى مدرسى هستيم كه سهم عمده را دارد و ايشان اصلا دخالتى نداشتند. آقاى كوثرى هم شريك ديگرى است كه سهم آن كم است و نمى دانم چه اصرارى داشتن كه پخش فيلم را به هدايت فيلم بسپارند چون من با اين پخش از اول موافق نبودم.

گويا قرار بود با فيلميران كار كنيد

- بله

چه اتفاقى افتاد كه با فيلميران همكارى نكرديد؟

-آقاى كوثرى خودشان رفتند و با هدايت فيلم قرارداد بستند با اينكه بر طبق قرارداد من با آقاى كوثرى بنا بود كه بدون موافقت من و شركا فيلم به پخشى واگذار نشود. به هر حال اينكاروا ايشان انجام دادند. من وقتى فهميدم كه چه برنامه اى براى فيلم چيده اند از انگليس با آقاي سرتيپى صحبت كردم كه استثنائن حالا كه كورش سرگروه فيلم اقاى حاتمى كياست ، يك سالن ديگر كورش را در اختيار فيلم من قرار دهد.آقاى سرتيپى گفتند چون مجموعه كورش بيش تر از يك سرگروه نمى تواند داشته باشد، اين محدوديت وجود دارد و من گفتم يا فيلم ما اكران نشود و يا شما استثنائن يك سالن به عنوان سرگروه در كورش به فيلم من بدهيد كه ديگر ماندانا نرود. ايشان موافقت كردند و حتى قرارداد را هم امضا كردند و به آقاى شايسته دادند. آقاى شايسته ظاهرا هر دو قرارداد را به شوراى صنفى برده اند ولى شوراى صنفى با كورش موافقت نكرده است و فيلم را به ماندانا فرستادند. با اينكه من بارها گفتم و پيام هاى من هم موجود است كه اين يعنى نابود كردن فيلم و بعد مطمئن شدم كه اين فيلم قرار است اصلا ديده نشود. چون موضوع اين فيلم از يك جامعه دلال مسلك و رانت خوار انتقاد مى كند و آثار سوء همچين شيوه زندگى و سوء مديريت را به نمايش مى گذارد و زندگى تمام آنهايى كه از اين راه پولدار شدند و براى بچه هايشان ماشين و خانه در خارج از كشور مى خرند و يك زندگى شبه اشرافى براى خود و خانواده شان مى خواهند بسازند و همه جا هم حضور دارند و نقش تعيين كننده و اثر گذار هم دارند از جمله در سينما. آنها مسلما خوششان نمى آيد اين فيلم ديده شود.

اعتراضاتى كه قبل از عيد شاهد بوديم و اوج آن در صحبتهاى آقاى نجفى درباره سيستم پخش و توزيع فيلم ها  و انتقاداتى كه از شوراى صنفى نمايش و فيلم سوزى ها انجام دادند ، اين صحبتها را قبول داريد؟

- من كلى تر به شما مى گويم. تعيين كننده ترين ويژگى سينماى امروز ايران بازار ناامن است. در بازار نا امن مى شود سر هر فيلمى هر بلايى آورد. هر فيلمى را مى خواهى به سود برسانى و هر فيلمى را مى خواهى زمين بزنى. من اين نا امنى را به طور خلاصه و واضح به شما توضيح مى دهم. بازار سينما يعنى سالن، ويدئوى خانگى، تلويزيون، اينترنت و يك سرى باشگاه.
سالن هاى ما تا قبل از اينكه پرديس هاى جديد افتتاح شوند، از ٤٠٠ سالنى كه در سطح كشور داريم، ٣٠٠ سالن ٧٪‏ از فروش ما را مى داد. ١٠٠ سالن ، ٩٣٪‏  فروش.
فروش اين ١٠٠ سالن در ١٠-١٢ شهر است. از اين ٩٣٪‏ فروش،  ٧٠٪‏ متعلق به تهران است كه از آن ٤٠٪‏ متعلق به سه پرديس است.
پس ما نتيجه مى گيريم در سطح ايران كسى سينما نمى رود!
ولى چطور در سطح ايران همه فيلم ها را مى بينند؟
براى اينكه بازار ويدئوى فيلم ايرانى عمده تكثيرهايش متعلق به بازار سياه است. ١٠-٢٠ دى وى دى خريدارى مى كنند و آنها را خودشان تكثير ميكنند و در نتيجه همه ايران فيلم ايرانى مى بينند بدون اينكه بازگشت مالى براى صاحب فيلم داشته باشد.
يك ميليون نفر تماشاگر اين فيلم ها در سالن ها هستند كه آنها هم سليقه خاصى دارند و آن سه پرديس و مجموعه سينماداران اين سليقه را مى دانند و از همين طريق سياق فيلمسازى را ترويج مى كنند. حالا با توجه به وضعيت سالن ها و ويدئوى خانگى و تلويزيون كه نه فيلم ايرانى مى خرد و نه تبليغ مى كند. مگر فيلم هاى خاصى را كه خودشان بپسندند و با سفارش هاى ويژه آنها سازگار باشد. اينترنت هم كه فيلم هاى ما را براى پهناى باند مجانى پخش مى كند. و باشگاههايي نظير اتوبوس رانى، كشتى رانى، هتل ها، بيمارستان ها و... كه فيلم هاى ما را بدون خريد رايت، مجانى پخش مى كنند و وقتى به دولت گفته مى شود كه به اينها بگوييد رايت فيلم ها را بخرند دولت ترتيب اثر نمى دهد و آنها هم تاراج مى كنند.
پس بنابراين نا امنى ويژگى اصلى سينماى ماست. حالا در اين بازار كه تلويزيون، اينترنت، باشگاهها و... قابل كنترل نيستند، يك مجموعه سالن است كه مديريت مى شود براى توليداتى كه در داخل است. اين مجموعه سالن ها هم مى توانند با اعتنا كردن به نوعى از فيلم ها و بى اعتنايى به نوع ديگرى از فيلم ، به فيلمسازى خط بدهند. خطى كه در واقع يكى دو ميليون نفرى كه در سراسر كشور به سينما مى روند به سالن ها مى دهند و سالن ها هم ترجيح مى دهند مطابق آن عمل كنند. سينمايى كه در كمبود تفريح ها تركيبى از انواع تفريحات مثل تئاتر، كنسرت، آكروبات، كافه و... است و نوعى از سينماست كه اصطلاحا به آن روحوضى و خالتور گفته مى شود كه خيلى هم به آن افتخار مى كنند و همچين سينمايى به وجود مى آيد.
حالا در چنين فضايى اگر بخواهى با احساس مسئوليت درباره جامعه فيلم بسازى به نظر ابله مى آيى و بايد تنبيه شوى.

آقاى داودنژاد شايد اگر شما صحبتى را كه با آقاى سرتيپى داشتيد زودتر اتفاق مى افتاد و بعد از جشنواره ٣٥ ام با ايشان وارد مذاكره مى شديد كه فيلم در كورش به نمايش گذاشته شود شايد سرنوشت بهترى پيدا مى كرد.

- فيلم دست من نبود دست آقاى كوثرى بود و ايشان علاقمند بودند و اصرار داشتند كه فيلم در هدايت فيلم باشد، من كاره اى نبودم.
و اين اولين فيلم من نيست ، فيلم "عاشقانه" كه با اولين برجى كه در تهران ساخته شد و من ديدم كه چه چشم اندازى پشت آن است و چه طبقه جديدى دارد متولد مى شود، همين بلا سرش آمد. سه هفته اكران به اين فيلم دادند و با اينكه فروش روز آخرش از روز اولش هم بيشتر بود سر سه هفته فيلم را برداشتند. يا فيلم "هشت پا" اولين فيلمى بود كه هشت سال پيش به موضوع موسسات مالى و اعتبارى و فساد اقتصادى و سياسى در سيستم پرداخت و همين بلا سرش آمد. فيلم "ملاقات با طوطى" كه براى اولين بار به موضوع قاچاق كالا و قاچاقچى كالا و مسائل سياسى و اقتصادى پشت آن به نحوى اشاره داشت همين بلا سرش آمد. فيلم " بچه هاى بد" كه به مسائل اجتماعى و جوانان و بى توجهى به آنها پرداخت همچنين. فيلم "فِرارى" هم كه به جامعه منفعل و مقلد و مصرفى و گرفتار طبقه نوكيسه ر رانت خوار بى رحم اشاره داشت هم همين بلا سرش آمد...
اين نوعى سانسور است كه از حوزه سياست به حوزه سرمايه منتقل شده است. از وزارت ارشاد وارد پخش و نمايش شده است،

اخبار