نفوذی تاریخ اکران: 1389/09/09

1,784تعداد نمایش :
کارگردان : احمد کاوری - مهدی فیوضی
تهیه کننده : محراب فیلم
نویسنده : داوود امیریان بازنویسی نهایی احمد کاوری

بازیگران : امیر جعفری – نسرین مقانلو – قاسم زارع – محمد کاسبی – مهران رجبی – رامین راستاد – امیررضا دلاوری – علیرام نورایی – غلامحسین تسعیری – محسن جهانبانی – المیرا مسرت زاده – نزار سامرایی با حضور هوشنگ توکلی و جمشید هاشم پور

مشاور کارگردان : سعید سهیلی
مدیر فیلمبرداری : حسن پویا
تدوین : حسن ایوبی
طراح صحنه و لباس : فرامرز بادرامپور
طراح چهره پردازی : بابک شعاعی
صدابردار : جهانگیر میرشکاری
عکاس : حافظ احمدی

خلاصه داستان : فریدون پس از 20 سال اسارت در عراق آزاد می شود ، او نه تنها به منزل نمی آید بلکه بازداشت و زندانی می شود به او اتهام منافق شدن خورده است.
تمامی شواهد ( تحقیقات ) از هم اردوگاهی های او نشان می دهد که این اتهام درست است ، فرزندان او نیز پذیرفته اند اما همسرش که نمی تواند این اتهام را باور کند در تلاش است تا حقیقت روشن شود.
احسنی یکی از هم اردوگاهی های اوست که شخصیت فریدون را در وجوه مثبت و منفی بازگو می کند اما پناهنگی او به منافقین کفه سنگین قضاوت اوست.
جورابچی فرد خیر دیگری است که در منظر عمومی فردی خیر است و به خانواده فریدون بارها کمک کرده و حتی برای خواستگاری پسر فریدون پادر میانی کرده است.
داریوش فرد سومی است که چون همراه فریدون به منافقین پیوسته. هدف فریدون از این پیوستن را نقشه ای می داند که می خواهد آن را عملیاتی نماید. فریدون با تقیه خود را به عنوان یک اسیر بریده جا می زند تا بتواند به یکی از مهره های اصلی منافقین در نسل کشی کردها ضربه ای اساسی وارد نماید ( او این فرد را می شناسد ).
فریدون پس از این کار به اردوگاه اشرف برده می شود و تحت شکنجه های فراوان قرار می گیرد ، جورابچی یکی از آن شکنجه گران اوست.
در اینجا فریدون به یکی دیگر از ویژگی های جورابچی در اردوگاه یقین پیدا می کند. ( جاسوسی او برای فرمانده عراقی اردوگاه با تسبیحی که شاه مهره ای در خود دارد ).
جورابچی که اینک در کشور از موقعیت یک فرصت طلب جاسوس خبره بهره مند است. از آمدن فریدون باید نگران باشد ، او ضمن خونسردی در تمام اوقات ، دستور ترور فریدون را به عواملش می دهد.
فریدون که بر اثر شکنجه های فراوان ، تارهای صوتی حنجره اش سوخته و نابود شده است و توانایی صحبت کردن ندارد و بوسیله حسگر اندکی صدایش تقویت می شود ، در بیمارستان مورد سوء قصد عوامل جورابچی قرار می گیرد ، عوامل جورابچی قرار می گیرد ، فریدون از این فرصت استفاده کرده ، فرار می کند و به خانه شان می رود.
رابطه عاطفی بین او و خانواده اش شکل می گیرد که ناگهان عوامل جورابچی وارد شده او را از منزل می ربایند ، و به خانه ای متروک می برند ، جورابچی در آنجاست ، جورابچی از موضع قدرت برای فریدون کرکری می خواند ، زمانی که در اوج خوشحالی است نیروهای وزارت اطلاعات لبخند او را فریز می کنند. آنگاه همگی در مراسم عروسی پسر فریدون حاضر می شوند و پسر در آغوش پدر جای می گیرد.
فروش تهران: - فروش کل: -

دیدگاه کاربران

نام
ایمیل
عنوان دیدگاه
متن دیدگاه
کد تصویری
 
بازخوانی